هفتاد و هشتمیش
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 9:56
هفتاد و هشتميش بعد از يه تلنگر بزرگ دست گذاشتم رو زانوهام كه بلند بشم واسه چندمين بار برم سمت آرزوهام...آره همه چي آماده شد!!!بعدش كاغذ و خودكار آوردم كه همه چي رو بنويسم بزارم جلو چشمم كه حسابي حواسم باشه بهشون كه يه لحظه هم غافل نشم!!ميدوني بعدش چي شد؟آره!سرمو گذاشتم رو بالشت و پتو رو تا تَه بالا ...
هشتادوپنجمیش
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 23:13
سحر امروز به پاسِ اينكه غيبت نداشتم و كلاسامو بدون تاخير اومدم تمريناتمم زياد و خوب بود يه مصرع به انتخاب خودم برام روي كاغذ نوشتنوشت: مگر دشمن كند اين ها كه من با جان خود كردم :) Adblock test (Why?)
هشتاد و ششميش
-
تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 19:19
ولي اسماعيل دانشگاه ما جون ميده براي رفيق بازي... :)
هشتاد و هفتميش
-
تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 19:19
اولين اشتباه آخرين اشتباه نيست... اولين اشتباه فقط اولين اشتباهه...
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 20:01
سحر امروز به پاسِ اينكه غيبت نداشتم و كلاسامو بدون تاخير اومدم تمريناتمم زياد و خوب بود يه مصرع به انتخاب خودم برام روي كاغذ نوشتنوشت: مگر دشمن كند اين ها كه من با جان خود كردم :) Adblock test (Why?)
هفتاد و دوميش
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 15:16
يك حقيقت درباره ي من: هميشه اونايي كه برام عزيز ترن بيشتر بهم آسيب زدن!!!!!
هفتاد و سوميش
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 15:16
ولي من قبل از قرنطينه هم كتاب ميخوندم هم فيلم ميديدم هم ورزش ميكردم ...هم همه ي كارايي كه مردم فكر ميكنن خونه نشيني فرصت مناسبي براي انجام دادنش شده... اما اين لايف استايل جديد از من يه اُوِر تينكرِ رد داده درآورد+زشت نباشه بعد از اين همه مدت با اين پست عرض اندام كنم :/ Adblock test (Why?)
هشتاد و دوميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
بيين عزيزم من مزخرفاتي كه خودمم مجبورم بخونم رو نميخونم پس انقدر مزخرفاتي كه خودت بايد بخوني رو وسط مترو داد نزن...منم امتحان دارم سمت چپيم هم امتحان داره تو كه راستم باشي هم امتحان داره جلوييمون هم امتحان داره پس بس كن ديگه لطفا :/ميدوني؟ خب وقتي شعور رعايتش نباشه بايد قانونش باشه مثلا اي كاش قانون...
هفتاد و سومیش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
جدی آدما چرا انقدر به هم بی احترامی میکنن؟؟؟!!!مگه کلا چند روزه این دنیا ؟!! مگه سر جمع چند ساعت تو کل عمرمون همدیگه رو تحمل میکنیم؟!!مگه خدا رو تو دلاشون ندارن که این همه دلِ همدیگه رو میشکونن؟؟؟!!!نمیدونن تاوان داره دل سوزوندن؟؟ نمیدونن خدا نمیگذره از حق بنده هاش؟؟بسه دیگه این همه دل سوزوندن؟
هفتاد و چهارميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
دقيقا يكسال پيش همچين روزي همچين ساعتي رفتم يه تنه گند زدم به كل زندگيم...
هفتاد و ششميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
واسه رفيقاتون كسي باشيد كه پيشش جرئت خودش بودن ميكنه !!
هفتاد و هفتميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
اونجاش كه واسه امام رضاش نوشته بود : عاشقانه تا ابد دوستت دارمبه من براي پرواز در آسمان كمك كن ميخواهم خلبان شوماسراء از مياندوآب+ جدا از اينكه قلبم واسش رفت يه تيكه از دختر كوچولوي توي قلبمو توي نوشته اش ديدم :)) انگار كه دوباره زنده شد!
هفتاد و هشتميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
بعد از يه تلنگر بزرگ دست گذاشتم رو زانوهام كه بلند بشم واسه چندمين بار برم سمت آرزوهام...آره همه چي آماده شد!!!بعدش كاغذ و خودكار آوردم كه همه چي رو بنويسم بزارم جلو چشمم كه حسابي حواسم باشه بهشون كه يه لحظه هم غافل نشم!!ميدوني بعدش چي شد؟آره!سرمو گذاشتم رو بالشت و پتو رو تا تَه بالا كشيدم ولي خب وس...
هشتادُميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
فراموش نكن كه هميشه من هستم تا برايت نامه بنويسم با عنوان بغل...!
هشتاد و يكميش
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:58
واسه كسي كه از ارتفاع بترسه بالا اومدن يه اشتباه محضه...!
هجدهمیش
-
تاریخ: 1397/6/20 ساعت: 20:32
دلتنگش میشم اما حالشو ندارم :| این حس فکر کنم شروع یه چیزاییه:)
نوزدهمیش
-
تاریخ: 1397/6/20 ساعت: 20:32
مامان میگه : آدم هرزگاهی وسط زنونه گیش باید مرد هم باشه فقط مردا که مرد نیستن :) هم طول کشید هم طول نکشید تا فلسفه ی حرفشو بفهمم!!!
بیستمیش
-
تاریخ: 1397/6/20 ساعت: 20:32
واقعیت اینه که هر جمعه که برنامه اینطوریه دلم بدجور میشکنه :((((
بیست یکمیش
-
تاریخ: 1397/6/20 ساعت: 20:32
در "آخ اگه پاییز برسه ترین روزاییم" :)))) واقعا "آخ" که اگه برسه:)
بیست و دومیش
-
تاریخ: 1397/6/20 ساعت: 20:32
یه گوشه از دنیام که با هیچی عوض نمیشه....ذهنم میخواهد پرت بشه سمت چیزایی که نباید پرت بشه:) یه جایی که 18 ساله تمام توش بزرگ شدم و اونجا خیلی چیزها یا